نویسنده : بهروز صادق مقدم ; ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٢

چرا به فکر ارزشیابی توصیفی افتادیم؟!!

به راستی در امتحان  گرفتن از بچه ها، چه هدفی را دنبال می کنیم؟ چه کسی را ارزیابی می کنیم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشی یا هر سه را؟ آیا به راستی کسی که در جریان یک آزمون کتبی دو ساعته، بالاترین امتیاز را می آورد، همان است که هدف های آموزشی در مورد او بیشتر تحقق پیدا کرده است؟ آیا به واقع با این شیوه آنچه را باید اندازه گیری کنیم، اندازه می گیریم؟

ارزشیابی به نمره دادن و صدور گواهینامه خلاصه نمی شود بلکه یکی از اهداف اصلی آن کمک به معلم در شیوه های آموزشی خود و رفع نواقص یادگیری دانش آموزان است، در صورتی که ارزشیابی صحیح و مناسبی صورت نگیرد، تبعاتی همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمایه های مادی و انسانی، افزایش نرخ مردودی و تکرار پایه، اختلال در رشد عاطفی دانش آموزان، از میان رفتن خلاقیت و... را در پی خواهد داشت. بنابراین مشاهده دانش آموزان در کلاس  درس، آزمایشگاه و سایر موقعیت های پرورشی، استفاده از گفت وگوهای غیررسمی و مصاحبه، بررسی کارهای علمی دانش آموزان، اجرای آزمون های مختلف و... از مهمترین فعالیت های آموزشی معلمان قلمداد می شود.

برای دیدن کامل مطلب روی ادامه مطالب کلیک فرمایید./. 


ارزشیابی توصیفی(1)

چرا به فکر ارزشیابی توصیفی افتادیم؟!!

به راستی در امتحان  گرفتن از بچه ها، چه هدفی را دنبال می کنیم؟ چه کسی را ارزیابی می کنیم؟ خودمان، دانش آموز، نظام آموزشی یا هر سه را؟ آیا به راستی کسی که در جریان یک آزمون کتبی دو ساعته، بالاترین امتیاز را می آورد، همان است که هدف های آموزشی در مورد او بیشتر تحقق پیدا کرده است؟ آیا به واقع با این شیوه آنچه را باید اندازه گیری کنیم، اندازه می گیریم؟

ارزشیابی به نمره دادن و صدور گواهینامه خلاصه نمی شود بلکه یکی از اهداف اصلی آن کمک به معلم در شیوه های آموزشی خود و رفع نواقص یادگیری دانش آموزان است، در صورتی که ارزشیابی صحیح و مناسبی صورت نگیرد، تبعاتی همچون کاهش علاقه به دانش آموزان، هدر رفتن سرمایه های مادی و انسانی، افزایش نرخ مردودی و تکرار پایه، اختلال در رشد عاطفی دانش آموزان، از میان رفتن خلاقیت و... را در پی خواهد داشت. بنابراین مشاهده دانش آموزان در کلاس  درس، آزمایشگاه و سایر موقعیت های پرورشی، استفاده از گفت وگوهای غیررسمی و مصاحبه، بررسی کارهای علمی دانش آموزان، اجرای آزمون های مختلف و... از مهمترین فعالیت های آموزشی معلمان قلمداد می شود.

تا قبل از 1930 فعالیت و عملکرد یادگیرنده در فرآیند یادگیری ، پایه و اساس ارزشیابی را تشکیل می داد . بر همین اساس ، میزان موفقیت یک برنامه درسی نیز با توجه به میزان موفقیت شاگردان در یادگیری محتوای آن برنامه درسی ، سنجیده می شد . برای نخستین بار ، در فاصله سالهای 1930 تا 1940 ، رالف تایلر( R.W.Tyler  )، مساله ی ارزشیابی برنامه درسی را مطرح کرد . او ارزشیابی برنامه درسی را در قالب ، اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مطرح نمود . هدف ارزشیابی فراهم کردن اساسی برای تصمیم گیری درمورد نیاز برای تغییر و راهنمایی است . ارزشیابی مداوم اجازه می دهد اصلاح یک برنامه ، ادامه داشته باشد و نیز ارزشیابی قادر است یک تصویر کلی از یک برنامه ٬ که باید شکل بگیرد ارائه دهد و قضاوت درباره اختصاصی بودن ٬ نتیجه بخش بودن ٬ و کارا بودن برنامه مدرسه و فعالیت ها را ممکن سازد.

در ایران نیز دردهه 70 هجری شمسی کیفیت آموزش تحت تأثیر شرایط جهانی و همچنین چالش های پیش روی نظام آموزشی یکی از مسائل اساسی نظام آموزشی شد و ضروری می نمود تصمیصم گیرندگان و سیاست گذاران نظام در مواجهه با این مساله به دو سوال اساسی زیر پاسخ گو باشند و برای آن چاره جویی نمایند.

                   1-     چگونه دانش آموزان بهتر یاد می گیرند ؟ ( بهبود کیفیت یادگیری )

                   2-     چگونه معلمان می توانند بهتر آموزش دهند ؟ ( بهبود کیفیت یاددهی )

ارزشیابی، در حال حاضر در ایران با دو محدودیت مواجه است. نخست اینکه صرفاً در قلمرو آموزش مطرح بوده و در دیگر عرصه‌های زندگی اجتماعی چندان مطرح نشده است. دو دیگر آنکه بسیار تحت تأثیر پژوهش و محدودیت‌های الزامی ناشی از آن قرار دارد. در برخی از کشورهای پیشرفته لااقل از 20 سال گذشته تاکنون، ارزشیابان بطور جدی ارزشیابی را به قلمروهایی بالاتر از دو محدوده فوق سوق داده‌اند. اتخاذ رویکردهای نوین در ارزشیابی منجر به نظریه پردازی‌های جدید و ارائه الگوهای روزآمدی برای ارزشیابی ازجمله الگوی ارزشیابی توانمندساز(EMPOWERMENT EVALUATION MODEL ) شده است.

بعد از تشکیل معاونت آموزش عمومی و دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی، شورای عالی آموزش و پرورش طی رأی صادره در جلسه 674 مورخ، 81.5.2 به دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی مأموریت داد تا در خصوص تبدیل مقیاس کمی (0-20) به کیفی، مطالعاتی انجام داده، گزارش آن را به شورا ارائه دهد. دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی بعد از مطالعات و بررسی های خود طرحی را تحت عنوان ارزشیابی توصیفی تهیه و به شورا ارائه کرد. این طرح با هدف افزایش کیفیت فرایند یاددهی- یادگیری، کاهش اعتبار آزمون های پایانی و افزایش بهداشت روانی محیط یاددهی- یادگیری، همراه با ایجاد تغییرات زیر در نظام موجود ارزشیابی تحصیلی تهیه شد.

1- تغییر مقیاس فاصله ای (0-20) به مقیاس ترتیبی (در حد انتظار، نزدیک به انتظار، نیازمند تلاش بیشتر)

2- تغییر ساختار کارنامه و تبدیل آن به کارنامه توصیفی (گزارش پیشرفت تحصیلی)

3- تغییر ابزارها و روش های جمع آوری اطلاعات از وضعیت تحصیلی دانش آموز که برخی از آنها عبارتند از: پوشه کار، چک لیست، ثبت مشاهده، آزمون عملکردی.

4- تغییر در رویکرد کلی ارزشیابی از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی و فرآیندی.

5- تغییر در مرجع تصمیم گیرنده در ارتقاء دانش آموزان که در این طرح به جای امتحانات پایانی (تراکمی)، معلم و شورای مدرسه مرجع صاحب صلاحیت تصمیم گیری تعیین.

در اولین نگاه به آنچه که گفته شد پی خواهید برد که ارزشیابی توصیفی راهی است برای لذت بردن از زندگی در کنار دیگران ونه بیشتر به ادامه مطلب توجه کنید:

داستانک

روزی روزگاری، چند دوست در جنگلی سرگرم بازی و صحبت بودند. آنان به ریل راه آهنی برخوردند که در لابه لای درختان ادامه می یافت. یکی از بچه ها روی ریل پرید و خواست روی آن راه برود، اما هنوز چند قدمی برنداشته بود که زمین خورد.بچه های دیگر یکی یکی روی ریل راه رفتند. آن ها هم هنوز چند قدمی برنداشته، تعادل خود را از دست می دادند و زمین می خوردند. دو نفر از بچه ها به نام های احسان و مراد در گوش هم چیزی گفتند. سپس، رو به دیگر بچه ها کردند و گفتند: «ما با هم می توانیم تا آخر خط برویم». یکی از بچه هایی که زمین خورده بود گفت: «غیرممکنه!»احسان و مراد روی دو خط پریدند. دست ها را به سوی یکدیگر دراز و قفل کردند. به این ترتیب تعادل خود حفظ کردند و مسافت را پیمودند.

از این داستان چه نتیجه می گیرید:

قبل از این که ادامه مطلب را بخوانید نتیجه گیری های خود را بنویسید.

چند نکته ساده

اول: اعضای تیم را به چشم همکارانی همدل بنگرید نه به چشم رقیب.

دوم: به اعضای تیم بدگمان نباشید، پشتیبان آن ها باشید.

سوم: به جای خود، تیم را در کانون توجه قرار دهید.

چهارم: به اتفاق پیروز شوید.   

به خاطر بسپارید:
اول باید با یکدیگر کار کرد، بعد با یکدیگر برنده شد. 

برای اینکه بیشتر به مفهوم این داستانک پی ببرید بیایید با هم کمی در مورد هدف از یادگیری مطالبی را بخوانیم:

از دیر باز نظامهای آموزشی هم از درون و هم از بیرون آماج ایرادهای سخت قرار گرفته‌اند. بانگ اعتراض از این رو برخاسته است که چرا میان نظام مدرسه ای با پیشرفتهای شگفت آنگیز علمی و فنی جامعه پیوندی وجود ندارد. چرا مدارس از واقعیات زندگی بدورند و از برآوردن نیازهای متحول اجتماع فرو می‌مانند. کشورهایی که الگوهای آموزشی غرب را مقلدانه بکار بسته‌اند از تضاد میان نظام مدرسه‌ای که بنا به سرشت خود محافظه کار و سنت گراست ، و نوآوریهای علمی و فنی که سنت شکن و جسورانه‌اند آسیبهای فراوان دیده‌اند. آن دسته از جوانان که تحصیلات خود را در سطح متوسطه و عالی به پایان برده‌اند در عمل ، معلوماتشان با نیازهای فنی و اقتصادی جامعه سازگار نیست ، بزرگسالانی که به کار مشغولند دیگر در رشته خود متخصص به شمار نمی‌روند و کارشناسانی که از کاروان ترقیات علمی و تکنولوژی بدور مانده‌اند به کار دنیای امروزنمی‌آیند.

انسان هم غایت و هم وسیله تعلیم و تربیت است.

 نقش تعلیم و تربیت آفرینش و بازآفرینی پاره ای شرایط اساسی " کیفیت زندگی " جامعه‌ای است که می‌باید از مرحله محرومیت به میعادگاه تکامل فکری و مادی قدم گذارد. انسان برای اینکه در پژوهش و دانش‌پژوهی به جایی برسد باید مرض علم داشته باشد، مرضی که او را آزار بدهد و تا وقتی جواب آنچه را که می‌خواهد به دست نیاورده ، راحتش نگذارد.

" این همان مرضی است که تا دم مرگ دست از سر ابوریحان بیرونی برنداشت. این همان مرضی است که پاولف را وا‌ می‌داشت در دم مرگ هم شاگردانش را گرد آورد و وضع و حال خود را در وقت رفتن جان از بدن برایشان بازگو کند، این همان مرضی است که دکتر بهمنیار پژوهشگر ایرانی را وا می‌داشت خود را تا گردن در میان شپشها قرار دهد تا کارایی واکسن تیفوس را امتحان کند. بی‌شک، بدون داشتن عشق و ایمان به علم نمی‌توان از آن چندان بهره‌ای برد.

خوبی علم در این است که با واقعیتهای بیرونی قابل سنجش و آزمایش سر و کار دارد. پس ما باید در فرا گرفتن هر علمی و هر واقعیتی یا قانونی از علم بکوشیم تا چگونگی آن را خوب دریابیم و تا آنجا که می‌شود آن رابرای خودمان به صورت واقعیتی قابل مشاهده یا قابل لمس درآوریم. انجام دادن آزمایشهایی که در کتابهای درسی مطرح می‌شود بسیار اساسی است. هر چند، این را هم ناگزیر می‌پذیریم که بسیاری از دبیرستانها یا آزمایشگاه ندارند، یا مسئول آزمایشگاه ، یا ساعتهای مناسب برای استفاده از آنها. به دست آوردن وسایل آزمایشگاهی نه تنها در شهرستان ، که در خود تهران هم آسان نیست. از این‌رو ایجاد انجمن‌ها و باشگاه‌های علمی، گرد آوردن علاقه‌مندان به علم را بهره‌گیری از امکان‌ها و استعدادهای همه آنان یکی از راههای چیره شدن بر این دشواری‌هاست.

در هر نظام آموزش وپرورشی اهداف غایی، چشم نداز وموتور حرکتی آن نظام می باشد. سیر تحول اهداف غایی از بدو تلاش انسانبرای آموختن را می توان در چهار مرحله خلاصه کرد:

در ابتدا آموختن برای دانستن به عنوان هدف برای آموزش و پرورش معرفی شد اما بعدها آموزش برای به کاربستن نیز به آن اضافه شد و یکی از آثار آن تلاش برای توسعه ی کارگاهها برای به کارگیری آموخته ها بود.بعدها هدف های دیگری نیز به این اهداف اضافه شد و آن آموختن برای زیستن بود یعنی دانش آموزان یاد بگیرند که چگونه زندگی کنند .((نتیجه این هدف غایی تحمیل نظام کنکور به خانواده ها و دانش آموزان باعث شده بچه های ما نتوانند یاد بگیرند که چگونه زندگی کنند و هنوز ما در رشد فردی مشکل داریم.))

از حدود 20 سال پیش هدف چهارمی هم برای آموزش و پرورش تعریف شد که آموختن برای با دیگران زیستن بود ، آموزش برای دانستن، آموزش برای به کار بستن ، آموزش برای زیستن و آموزش برای با دیگران زیستن ، چهار رکن آموزش و پرورش است و اگر بخواهیم این ها را مبنای نظام آموزشی کشور قرار دهیم باید بگویم آموختن برای دانستن را اقدام کردیم، تا حدودی به آموختن برای به کار بستن نزدیک شدیم، اما در آموختن برای زیستن و آموختن برای با هم زیستن دچار مشکل هستیم. در آموختن برای با هم زیستن دانش آموز باید یاد بگیرد به حدود و حقوق دیگران و قوانین و ضوابط  احترام بگذارد و یاد بگیرد به جای این که دیگران او را بپایند و مواظب باشند، به کنترل درونی و خودکنترلی برسد.

گرچه در دوره ی گذشته بر آموختن برای با دیگران زیستن تاکید زیادی شد و طرح قانون پذیری، حفظ حدود و حقوق دیگران و ضابطه گرایی ناظر بر همین موضوع بود، اما اکنون ما در آموختن برای زیستن و با هم زیستن دچار مشکل هستیم.

بدیهی است به دلیل تفاوتهای آشکار که در مبانی فلسفه نظری، شرایط اجتماعی، ارزش ها، باورها ، عادتها، نحوه زندگی، اقتصاد و... در جوامع گوناگون، در ترسیم محتوا و شیوه تحقق اهداف، اختلافهای فراوانی وجود داشته باشد. اما نقطه مشترک، تأکید همگان بر اهمیت«ایجاد ارتباط بین برنامه آموزش و پرورش با واقعیت های زندگی دانش آموزان» است.

در سطح کلان، آموزش و پرورش تحت تأثیر فشارهای سیاسی، فشارهای تکنولوژیکی، فشارهای اقتصادی و فشارهای اجتماعی قرار دارد.در نظر داشتن چهار پایه اصلی یادگیری که از طرف سازمان یونسکو مطرح گردیده است، یعنی: یادگیری برای دانستن، یادگیری برای انجام دادن، یادگیری برای زیستن و یادگیری برای همزیستی می تواند فشارهای مذکور را تقلیل دهد.

اشاره اجمالی به سیر فکری در تبیین هدفهای آموزش و پرورش و بررسی موشکافانه واقعیت های تلخ و شیرین آموزش و پرورش ایران، بیانگر چند نکته است:


۱. تغییر رویکرد از«رویکرد آموزشی »به رویکرد فرهنگی - تربیتی» ، نکته و ایده جدیدی نیست و پیشه تاریخی آن به چند قرن بازمی گردد؛
۲. مجموع رویکردها و هدفهای آموزش و پرورش، صرفاً بخشی از ورودیهای سیستم آموزش و پرورش قلمداد می شد بنابراین تا سایر اجزای ورودی سیستم، فرایند عملیات سیستم و ارزشیابی خروجی سیستم، به دقت و جامعیت و واقع بینی علمی و تحلیلی ملاحظه نشود، اتفاق خاصی در کلان آموزش و پرورش رخ نخواهد داد.
۳. پررنگ ساختن رویکرد فرهنگی - تربیتی به قیمت کمرنگ ساختن رویکرد آموزش، جز تشدید حساسیت و توهم جدایی آموزش از پرورش در فضای روانی آن، هیچ تأثیر دیگری نخواهد داشت.

۴. عینیت بخشیدن به «تقویت مهارتها و اصلاح نگرشها در کودکان و نوجوانان» و «نهادینه ساختن پرسشگری» - که یکی از انواع مهارت های زندگی است- نیاز به برنامه ریزی جامع، روشمند و آینده گرایانه دارد. قطعاً این برنامه «به راحتی» تحقق نخواهد یافت و طی یک برنامه حداقل «میان مدت» و به «تدریج» اجرا خواهد شد.

0.  با توجه به چالش ها و واقعیت های متن آموزش و پرورش، باید با یک نگرش سیستمی و همه جانبه علمی، با اصلاح زیرساخت های مدیریتی، به مؤلفه های اساسی آن، همچون: طراحی و برنامه ریزی کلان (مثلاً سند ملی آموزش و پرورش)، اصلاح مدیریت منابع انسانی (انگیزش، آموزش و توسعه)، بازنگری در اقتصاد و برنامه ریزی مالی- اداری آن، اصلاح سیستم آموزشی (منابع آموزشی، شیوه های یادگیری- یاددهی معلمان، فضاهای مدارس، استفاده مناسب از تکنولوژی آموزشی و IT)، اصلاح حوزه پژوهش (ایجاد یکپارچگی و کاربست)، ترسیم الگوی مناسب برای تغییر و اصلاح رفتار دانش آموزان در یک برنامه جامع و استفاده از همه ظرفیت های ملی، اصلاح شیوه ارزشیابی و معضل کنکور و... پرداخت.

در قسمت بعدی ارزشیابی کمی را با ارزشیابی توصیفی مقایسه می کنیم تا راحت تر با ارزشیابی توصیفی کنار بیاییم.

 

انشاءالله

این مطالب از کتابها ومقالت مختلف گرداوری شده است و با کمی تلخیص وساده نویسی برای شما ارائه می شود امید که ما را از نظرات خود بی بهره نگذاریددر ضمن درقسمت پایانی تمام منابع ذکر خواهد شد.

نوشته شده به تاریخ 19/6/89

شعیب وحیدی 

 

شعیب وحیدی،کارشناس ارشد سنجش واندازه گیری

مدیریت آموزش وپرورش استثنایی خراسان رضوی

آموزشگاه کامران مولوی

Office T: 05117589222

Clinic T: 05116046269

E maile : v.shoeib@yahoo.com

 





کلمات کلیدی :مقالات- آموزش و کلمات کلیدی :مقالات