نویسنده : بهروز صادق مقدم ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢

 

آنان که می توانند سخن بگویند، سکوت را به رضایت تعبیر می کنند؛ اما سکوت گاهی اعتراض است و گاهی هم تقدیر. این آخری را در دنیای ناشنوایان می بینید. دنیای ناشنوایان ، دنیای سکوت است. چشم هایی که با آن هم باید دید و هم شنید. دستانی که باید با آن هم کار کرد و هم حرف زد. دنیای سکوتی که از رضایت نیست. شکایتی هم نیست. تقدیر است و سرنوشت. سرنوشتی که شاید بتوان آن را نوعی دیگر نوشت.


آنان که می توانند سخن بگویند، سکوت را به رضایت تعبیر می کنند؛ اما سکوت گاهی اعتراض است و گاهی هم تقدیر. این آخری را در دنیای ناشنوایان می بینید. دنیای ناشنوایان ، دنیای سکوت است. چشم هایی که با آن هم باید دید و هم شنید. دستانی که باید با آن هم کار کرد و هم حرف زد. دنیای سکوتی که از رضایت نیست. شکایتی هم نیست. تقدیر است و سرنوشت. سرنوشتی که شاید بتوان آن را نوعی دیگر نوشت.

 

به دلیل عدم دسترسی به تمامی مناطق روستایی، امکان ارایه آمار دقیق از آنان در کشور وجود ندارد؛ اما براساس آمار جهانی حدود 350 هزار ایرانی، دچار اختلالات شنوایی خفیف، متوسط و عمیق هستند.

بر طبق تعاریف، آسیب های شنوایی به 5 دسته از ناشنوایی خفیف تا عمیق تقسیم می شود. در کم شنوایی خفیف، افت شنوایی15 تا 25 دسی بل است که اشکال واضحی در گفتار و زبان این افراد دیده نمی شود. در گروه دوم یعنی کم شنوایی ملایم افت شنوایی 25 تا40 دسی بل است؛ درک صدای آهسته برای این گروه مشکل است و اشکال در تلفظ آنها مشاهده می شود.

گروه سوم کم شنوایی متوسط است که افت شنوایی40 تا 70 دسی بل است. برای این گروه سمعک توصیه می شود؛ زیرا بسیاری از صداها را نمی شنوند. گروه چهارم کم شنوایی شدید است که افت شنوایی 70 تا 90 دسی بل است. این افراد هیچ کدام از اصوات گفتاری را نمی شنوند و استفاده از سمعک برای آنها ضروری است. گروه پنجم کم شنوایی عمیق است که افت شنوایی بیش از 90 دسی بل است و در این گروه، کاشت حلزون در زمان مناسب می تواند کارگشا باشد.

روزی برای شنیدن 3 تا 9 مهر ماه هر سال به عنوان هفته جهانی ناشنوایان نامگذاری شده است. دلیل نامگذاری این هفته که مصادف با هفته آخر سپتامبر است، گرامیداشت سالروز درگذشت دکتر شرایر است. وی اولین رییس ناشنوای فدراسیون ناشنوایان و دانشگاه گالوت بود.

در این هفته مراسم و جشن هایی از سوی انجمن بین المللی ناشنوایان با همکاری فدراسیون اتحادیه های ناشنوایان و همچنین اتحادیه اروپایی ناشنوایان در سراسر جهان برگزار می شود.

فدراسیون جهانی ناشنوایان هدف از برگزاری این جشن ها را ترفیع فرهنگ ناشنوایان، دانسته هایی از زبان علم و اشاره، آگاهی مقامات و سیاستمداران جامعه شنوا و همچنین آشنایی عموم مردم با دستاوردها و مشکلات جامعه ناشنوایان می داند. در این هفته، 8 مهر روز جهانی ناشنوایان نام گرفته است.

امسال هفته جهانی ناشنوایان با شعار تکریم حقوق ناشنوایان برگزار می شود تا به ما یادآوری کند؛ ما شنوایان این روزها باید گوش خود را آماده شنیدن درد و مشکلات همنوعانی کنیم که سال ها را در سکوت سپری کرده اند و از بسیاری از حقوق خود محروم مانده اند.

● نقش اطرافیان

محیط اطراف همه انسان ها با 3 عامل تصویر ، صوت و لمس اشیا و اجسام قابل درک است. مهم ترین نکته ای که در روان شناسی معلولین حسی باید به آن توجه کرد، این که بدانیم آنها همواره در درک محیط اطراف خود از یکی از این 3 عامل محروم هستند.

این شناخت، به ما کمک می کند که بتوانیم در برخورد با معلول حسی موفق تر باشیم. معلول حسی پیوسته این دغدغه را دارد که به دلیل نقص یکی از ورودی های اطلاعاتی خود، اطلاعات ناقصی را از محیط دریافت کند ، لذا این تکلیف بر اطرافیان او واجب می شود که محیط اطراف را به گونه ای در ذهن او القا کنند که نقص حسی موجب آزار و تشدید احساس کمبود او نشود. در حقیقت اطرافیان یک معلول حسی باید نقش حس معلول او را ایفا کنند.

● باغچه اطفال

در ایران کلمه ناشنوا با نام مرحوم باغچه بان پیوند خورده است. نام خانوادگی مرحوم جبار باغچه بان، عسگرزاده بود.

او بعدها به مناسبت تاسیس اولین کودکستان در تبریز به نام باغچه اطفال ، نام خانوادگی خود را به باغچه بان تغییر داد.

در همان کودکستان بود که باغچه بان به فکر تعلیم و تربیت بچه های ناشنوا افتاد. بر اساس دستنوشته های او، این کار با تمسخر اطرافیانش روبه رو شد. وی می نویسد وقتی فکر تعلیم و تربیت کودکان ناشنوا را با رییس فرهنگ وقت تبریز در میان گذاشتم، با تعجب او روبه رو شدم و مورد تمسخر قرار گرفتم.

رییس فرهنگ به من گفت: اگه راست می گویی بیا و به بچه های سالم تبریز فارسی یاد بده، درس دادن به ناشنوایان پیشکش! با این حال، باغچه بان تا یک سال بعد به 3 کودک ناشنوا خواندن و نوشتن آموخته بود. روزی که این کودکان ناشنوا در تبریز امتحان می دادند، مردم از دیوارهای مدرسه بالا رفته بودند، آنها می خواستند خواندن، نوشتن و حرف زدن کودکان ناشنوا را ببینند.

باور نداشتند این کودکان، توانایی خواندن و نوشتن داشته باشند. فکر می کردند معجزه ای رخ داده! شادروان باغچه بان، فعالیت آموزشی خود را در شهر شیراز به مدت6 سال و پس از آن در تهران ادامه داد. وی نخستین دبستان ناشنوایان را در چهارراه حسن آباد در خانه ای محقر تاسیس کرد. وی روش آموزش الفبای دستی را اختراع کرد. همچنین در حین تعلیم و تربیت به روش دیگری دست یافت که امروزه آن روش به نام روش ترکیبی معروف است و با گذشت این همه سال به عنوان مترقی ترین روش در مدارس سراسر کشور استفاده می شود. وی کتب مختلفی را از جمله کتاب های کودکان (بابا برفی...)، کتاب حساب ویژه و کتاب آموزش کر و لال ها به رشته تحریر درآورد.

این مرد شریف، معلم دلسوز و مهربان، 4 آذر ماه 1345 در 82 سالگی دیده از جهان فرو بست. ولی آموزش به ناشنوایان در ایران را که او پایه گذاری کرد، همچنان ادامه دارد.

● آموزش استثنایی در ایران

تاریخچه آموزش استثنایی در ایران به بیش از 70 سال پیش باز می گردد. در آن زمان، تلاش های آموزش دانش آموزان عقب افتاده به طور عمده در بخش غیردولتی انجام می شد. با تصویب در مجلس شورای اسلامی، سازمان آموزش استثنایی سال1993 تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش تأسیس گردید.

از مهم ترین اهداف نظام آموزش و پرورش استثنایی می توان به این 4 هدف اشاره کرد:

1) جبران ناتوانی های فیزیکی و ذهنی کودکان ناتوان از طریق طراحی سیستم آموزش و پرورش و برنامه های توانبخشی در جهت نوسامانی موقعیت اقتصادی و اجتماعی کودکان استثنایی

2) تغییر و اصلاح سیاست های آموزش استثنایی با توجه به آخرین متدهای جهانی مطابق با نیازهای کودکان ناتوان در شرایط خاص و محیط زندگی آنان

3) تشکیل گرو ه های متفاوت آموزشی از کودکان و دانش آموزان ناتوان با توجه به نیاز آنها به آموزش های خاص، در نظر گرفتن نیازهای هر گروه در پیش دبستانی و دبستان و راهنمایی و دبیرستان و تأکید بر آموزش حرفه ای و تلاش برای نام نویسی تمام کودکان که نیازهای خاص دارند.

4) مشارکت در پیشگیری از ناتوانی های جسمی و ذهنی مادرزادی، عقب ماندگی های حین و پس از زایمان کودکان از طریق بالابردن آگاهی عمومی و معرفی عوامل مسبب ناتوانی های مذکور در کودکان.

● مشکلات آموزش

در مدارس ناشنوایان، آموزگاران ناچارند بر اساس آیین نامه عادی آموزش، عمل کنند. آموختن درس هایی مثل عربی و ادبیات به این بچه ها، خیلی دشوار است. مسأله این است که پیشرفت درس ها و نحوه امتحان هم باید مطابق همان روشی باشد که در مدرسه های معمولی انجام می شود. از طرفی، به لحاظ نحوه آموزش هم مشکل وجود دارد. 3 روش عمده برای آموزش ناشنوایان در ایران وجود دارد:

سبک اشاره ، سبک لب خوانی و سبک کلی. در کشور ما سازمان آموزش و پرورش استثنایی و سازمان بهزیستی هر دو متولی آموزش ناشنوایان هستند. هرچند سازمان بهزیستی، خدمات حمایتی را به عهده دارد، اما در امر آموزش نیز فعالیت دارد.

متاسفانه بنا بر نظر کارشناسان، هر چند هر 2 سازمان سبک کلی را برای آموزش برگزیده اند، اما در روش تدریس یکسان عمل نمی کنند و این خود موجب سردرگمی ناشنوایان می شود.

دانش آموزانی که در بهزیستی آموزش می بینند، از توانایی اشاره، بهره بیشتری می برند و گروهی که در آموزش و پرورش تحصیل می کنند، توانایی لب خوانی بیشتری دارند و هر دو گروه در مقابل هم دچار نقاط ضعف متقابلی هستند که این خود موجب سردرگمی ناشنوایان در ارتباط با یکدیگر می شود. از طرفی اجتماع نیز در برخورد با ناشنوایان نمی داند به چه شیوه ای متوسل شود کجدار مریز اشاره کند و یا دست و پا شکسته تکلم کند؟!

اصولا آموزش این بچه ها باید عملی باشد نه تیوری. درس برای بچه های ناشنوا، تنها وسیله ای برای ایجاد ارتباط با افراد سالم است.

چه ایرادی دارد در مدرسه، این بچه ها کار با رایانه، تایپ، نجاری و... را یاد بگیرند تا بتوانند در محیط های عادی کار کنند؟ براستی این که آغا محمدخان قاجار در چه سالی تاجگذاری کرد، چه دردی از بچه های ناشنوا کم می کند.

● اشتغال، مشکل همه

متاسفانه سازمان بهزیستی به دلایل مختلف از جمله عدم شناسایی ناشنوایانی که در نقاط دورافتاده و روستاها زندگی می کنند ، امکان خدمات دهی به تمامی آنها را ندارد و تنها 40 درصد از افراد دارای اختلال شنوایی، از خدمات توانبخشی و پزشکی این سازمان بهره مند می شوند.

از سوی دیگر، تسهیلات اشتغالزایی برای ناشنوایان بسیار اندک است.

معلولان ناشنوا نیز مانند دیگر شهروندان حق شهروندی ، ازدواج و مسکن دارند و این مستلزم ایجاد اشتغال ، به کارگیری و رسیدگی بیشتر مسوولان است، اما در جامعه ای که بیکاری مشکلی عمده است، قابل انتظار است مشکلات ناشنوایان در این راه چند 10 برابر باشد.

کارفرمایان و مسوولان نهادهای مختلف جامعه بدون ارزیابی و آزمایش تخصص و مهارت های ناشنوایان از جذب و به کارگیری آنان در مشاغل اجتناب می کنند.

این در حالی است که ناشنوایان برای اشتغال نسبت به دیگر معلولان توانمندترند و در برخی مشاغل پر سرو صدا بسیار موفق هستند. متاسفانه با وجود الزام قانونی اختصاص 3 درصد از کل استخدام های نهادهای دولتی به معلولان ، این قانون به طور کامل رعایت نمی شود.

● رابط ناشنوایان در تلویزیون

استفاده از رابط ناشنوایان در سیما گرچه دیر و ناکامل آغاز شد، اما نویدی است برای استفاده ناشنوایان از رسانه ملی.

خانم آقامحمد، کارشناس بهزیستی در این باره توضیح می دهد: به دنبال درخواست ناشنوایان و بررسی کارشناسان سیما، این کار آغاز شد. در شبکه های جهانی از رابط ناشنوایان استفاده می شد و بعضی کشورها زیرنویس ویژه ناشنوایان هم دارند، ما در سازمان بهزیستی از همان ابتدا خواستار استفاده هر دو امکان بودیم اما مسوولان سیما می گفتند استفاده از زیرنویس، هزینه بالایی دارد و در حال حاضر فقط می توانیم از رابط استفاده کنیم.

فاطمه انصاری، کارشناس ناشنوایان می گوید: در کشورهای دیگر فیلم ها زیرنویس خاص ناشنوایان دارند که در آن جملات ساده و خلاصه شده اند و همچنین صداهایی که در فیلم شنیده می شود نوشته می شود مانند صدای همهمه یا این که همه خندیدند یا صدای گریه می آید.

مهدی عطری در این باره می گوید: در اخبار ناشنوایان، خبرها خلاصه و ساده می شود یعنی در سطح متوسط درک ناشنوا، اما در فیلم ها گاه کلمات غامض و پیچیده ای به کار می رود که برای ما نیز قابل فهم نیست. اگر فیلمی زیرنویس خاص ناشنوایان را داشته باشد، آنها نیز می توانند آن را بخوبی تعقیب کنند.

در دیدن اشاره های رابط توجه چشم باید دقیق باشد چون هر حرکتی معنایی دارد، اما جمله زیرنویس را با یک نگاه کلی می توان خلاصه کرد و خواند البته باید در نظر داشت زیرنویس برای افرادی که سواد دارند، مناسب است.

به عقیده خانم آقا محمد، زیرنویس اخبار پس از چند بار تکرار به صورت کامل خوانده می شود؛ بعلاوه در شرایط کنونی که از زیرنویس استفاده نمی شود، نمی توان قضاوت صحیحی درباره آن داشت. بنابراین باید امکان استفاده از هر دو روش زیرنویس و رابط در اختیار ناشنوا قرار گیرد تا او بنا به شرایط خود بهترین را برگزیند.

کارشناسان دیگر نیز ضمن تاکید بر این که باید قدر حضور رابط ناشنوایان در سیما را دانست، اظهار می کنند: در همه دنیا از ترکیب 2 روش، ( اشاره و زیرنویس) استفاده می شود و پیشنهاد می کنند حال که هر فیلم 2 بار پخش می شود یک بار با زیرنویس باشد و بار دیگر با استفاده از رابط.

● ناشنوایان و حوادث رانندگی

ناشنوایان و کم شنوایان از آسیپ پذیرترین اقشار جامعه در تصادفات رانندگی به شمار می روند.

حوادث رانندگی همواره در کمین ناشنوایان است. در شهری شلوغ مانند تهران بخش قابل توجهی از عوامل محیطی از طریق عامل صورت قابل درک است.

بوق زدن نمادی از علایم قابل انتقال از طریق صوت است و رانندگان با اشکال مختلف بوق زدن مفاهیم متفاوتی را به سایر رانندگان و عابران پیاده منتقل می کند، در حالی که ناشنوایان چون این علایم صوتی را نمی شنوند، نمی توانند آنها را درک کنند.

ضرورت رعایت حال رانندگان ناشنوا که خودروی آنها عموما با عبارت ناشنوا و تصویر مربوط مشخص شده بیشتر در نظر گرفته می شود؛ اما مراعات وضعیت عابران پیاده ناشنوا با توجه به این که معمولا مشخصه ای برای تشخیص آنها وجود ندارد معمولا صورت نمی گیرد.

● پیشگیری از ناشنوایی

بیشتر کودکان از زمان تولد می شنوند. آنان با تقلید صداهای پیرامون خود و صدای والدین و اطرافیان خود صحبت کردن را می آموزند. اما همه کودکان از این موهبت برخوردار نیستند.

از هر هزار کودک متولد شده در ایران، 5 یا 6 نفر دچار اختلال شنوایی خفیف تا شدید هستند، میانگین تشخیص ناشنوایی در ایران 5/2 تا سه سالگی است، در حالی که شناسایی این اختلال پس از 6 ماهگی برای شروع درمان و کاهش عوارض آن، بسیار دیر است.

از هر 1000 کودک، 2 یا 3 کودک ناشنوا یا سخت شنوا متولد می شوند و تعداد بیشتری در سال های بعدی کودکی شنوایی خود را از دست می دهند. بسیاری از این کودکان، نیازمند آن هستند که زبان و گفتار را به صورتی متفاوت با دیگر کودکان بیاموزند.

از این رو، تشخیص هر چه سریع تر ناشنوایی یا ضایعه شنوایی حایز اهمیت بسیاری است. هزینه هایی که در ابتدا صرف تشخیص بموقع و مداخله به هنگام برای جلوگیری از این عارضه می شود، خیلی کمتر از هزینه هایی است که بعدها ایجاد می شود.

بر اساس آماری که از غربال گری نوزادان به دست آمده، اگر تشخیص کمتر از 6 ماه و مداخلات کمتر از یک سال صورت گیرد، میزان شنوایی این افراد نسبت به دیگر همنوعان خود بیشتر خواهد بود و اگر اقدامات و مداخلات بموقع صورت گیرد، این افراد زودتر به حالت طبیعی می رسند.

کودکان باید در ماه نخست زندگی خود مورد ارزیابی شنوایی قرار گیرند در صورتی که مشکوک به کم شنوایی باشند، تا ماه سوم حتما باید توسط یک متخصص شنوایی سنجی مورد ارزیابی قرارگیرند. در صورت اثبات وجود کم شنوایی، حتما باید تا پیش از 6 ماهگی سمعک یا دیگر وسیله ارتباطی مناسب تجویز شود.

مهم ترین زمان برای دریافت و آموختن زبان، 3 سال نخست زندگی هر فرد است. در حقیقت کودکان در 6 ماه نخست زندگی خود شروع به یادگیری زبان و گفتار می کنند. بررسی ها نشان می دهد افرادی که دچار اختلالات شنوایی هستند و اقدامات توانبخشی برای آنان خیلی زود آغاز می شود، مهارت های زبانی بهتری نسبت به گروهی دارند که این اقدامات برایشان انجام نمی گیرد.

هر چه شما زودتر درخصوص ناشنوایی و اختلالات شنوایی، آگاهی داشته باشید، سریع تر می توانید اطمینان حاصل کنید کودکتان از راهکارهای کمکی برای آموزش مهارت های ارتباطی بهره مند شده است یا خیر.

● ارزیابی شنوایی کودکان

گرچه ارزیابی شنوایی نوزادان، خیلی سریع وجود یا نبود کم شنوایی را در آنان نشان می دهد، اما برخی از کودکان چند ماه یا چند سال بعد دچار کم شنوایی می شوند.

در این موارد، معمولا والدین نخستین افرادی هستند که متوجه این موضوع می شوند. حتی اگر کودک شما یک بار مورد ارزیابی شنوایی قرار گرفته است، باز هم باید مراقب بروز علایم کم شنوایی در فرزندتان باشید.

به عنوان مثال در سال نخست زندگی کودک، توجه کنید آیا کودک شما به اصوات بلند واکنش نشان می دهد، صداها را تقلید می کند و به اسم خود پاسخ می دهد یا خیر؟ در2 سالگی از خودتان بپرسید آیا کودک شما با صدای خودش بازی می کند، واژه های ساده را تقلید می کند و از بازی هایی مثل دالی بازی و بشین پاشو لذت می برد یا خیر؟ آیا برای صحبت کردن و خواستن اشیا از جملات دو کلمه ای استفاده می کند؟ در سه سالگی توجه کنید آیا الان، نه و بیشتر نه را می فهمد و دستورات ساده را اجرا می کند؟ اگر به هر دلیلی تصور می کنید، کودکتان خوب نمی شنود با پزشک، موضوع را مطرح کنید.


علی اخوان بهبهانی
روزنامه جام جم