نویسنده : بهروز صادق مقدم ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٩

وزیر آموزش و پرورش وقت درحدود سال 1326 شمسی به نزد محمد رضا پهلوی - شاه سابق- رفته و از جبار باغچه بان بد گویی کرده است. در نتیجه جبار باغچه بان از دربار تقاضای ملاقات کرده و مسئول دفتر محمد رضا برای باغچه بان روزی تعیین کرد که ساعت هفت صبح در کاخ سعد آباد باشد.


وزیر آموزش و پرورش وقت درحدود سال 1326 شمسی به نزد محمد رضا پهلوی - شاه سابق- رفته و از جبار باغچه بان بد گویی کرده است. در نتیجه جبار باغچه بان از دربار تقاضای ملاقات کرده و مسئول دفتر محمد رضا برای باغچه بان روزی تعیین کرد که ساعت هفت صبح در کاخ سعد آباد باشد.
Image

در آن روز ، محمد رضا در محوطه کاخ و زیر درختان بلند چنار قدم می زد و خدمتگزاران هم پشت سرش بودند. او با دیدن جبار باغچه بان ، ضمن احوالپرسی ، درباره وضع دبستان کرولالها ، روش آموزش به کرولالها ، زبان اشاره و لب خوانی سئوالاتی مطرح کرد و سپس با کنجکاوی ، دقت ، حوصله و با علاقه زیاد به توضیحات جبار باغچه بان گوش کرد.

باغچه بان بدون اینکه خودش متوجه باشد ، با صدای خیلی بلند و با حرارت زیاد خطاب به محمد رضا حرف می زد و دستهایش را تکان می داد و حتی از اشارات هم استفاده می کرد.....
خدمتگزاران که چند قدم عقب تر و در پشت سر محمد رضا به حالت آماده باش ایستاده بودند ، مرتب به باغچه بان چشم غرّه می رفتند و گاه با اشاره چشم و ابرو ، و گاه با اشاره سر و دست او می فهماندند که جلوی ارباب شان " محمد رضا پهلوی " دستها را تکان ندهد و بلکه پایین بیندازد و آرام حرف بزند...... باغچه بان که متوجه تذکرات خدمتگزاران می شد ، فوراً خودش را جمع و جور می کرد. اما چند ثانیه ای بیشتر نمی گذشت که باز شروع به تکان دادن دستهایش و بلند حرف زدن می کرد......

محمد رضا بالاخره متوجه شد که خدمتگزارانش از پشت سرش ، مرتب اخطارهایی به باغچه بان می کنند ، رو به آنها برگشت و گفت: " مگر ایشان را نمی شناسید؟ ایشان آموزگار کرولالها هستند! بگذارید ایشان راحت باشند و همانطور که عادت شان است ، حرف بزنند ..... ".

نکته مهم در حکایت فوق دیده می شود ، این است :

هرکسی برای دراز مدت در جامعه ناشنوایان Deaf Community به سر ببرد ، خود به خود تحت تاثیر فرهنگ ناشنوایان Deaf Culture قرار می گیرد.
جبار باغچه بان به عنوان اولین فرد شنوایی در ایران شناخته می شود که آنقدر به شاگردان ناشنوای خود نزدیک بود ، که با اشارات رایج درمیان آنها به خوبی آشنا بود. در نتیجه ، تحت تاثیر فرهنگ ناشنوایان قرار گرفت و تا آخر عمرش صمیمانه درراه ارتقای سطح آموزش به ناشنوایان در ایران کوشید.
در حالیکه ذبیح بهروز که بعضی ها از جمله دکتر محمد رضا بیگدلی او را به عنوان بنیانگذار آموزش ناشنوایان در ایران می دانند ، از داشتن چنین ویژگی خاص یعنی تاثیر پذیری از فرهنگ ناشنوایان محروم بود.

Tip یادآوری:
حکایت فوق تحت عنوان " خاطره یک دیدار" به طور مفصل و کامل در کتاب "چهره هایی از پدرم" نوشته : ثمین باغچه بان آمده که انتشارات نشر قطره آن را در تهران به سال 1382 شمسی به چاپ رساند.





کلمات کلیدی :مقالات- آموزش