نویسنده : بهروز صادق مقدم ; ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٢

زیرا ناشنوا هستیم

 

نمی‌توانیم صدا ها را بشنویم‏

 فقط می‌بینیم که دهان‌ها حرکت می‌کنند

 


ما نمی‌توانیم هیچ صدایی را بشنویم

زیرا ناشنوا هستیم

 

نمی‌توانیم صدا ها را بشنویم‏

 فقط می‌بینیم که دهان‌ها حرکت می‌کنند

 صدای خود را نمی‌توانیم بشنویم

آن را فقط در گلوی خود احساس می‌کنیم

صدای خنده را نمی‌توانیم بشنویم

آن را فقط در صورت دیگران می‌بینیم.

 

صدای نواختن ساز را نمی‌شنویم

فقط می‌بینیم که دیگران می‌نوازند

صدای جیغ زدن را نمی‌شنویم

فقط باز شدن دهان دیگران را می‌بینیم

یا واکنش‌های وحشت‌زدة مردم

در اطراف آن‌ها را.

 

صدای گریه را نمی‌شنویم

فقط جاری شدن اشک را روی گونه‌ها می‌بینیم

ما صدای سرزنش شدنمان را نمی‌شنویم

 آن را فقط در چهره‌های اخم کرده و انگشتانی که در برابر صورتمان بالا و پایین می‌رود می‌بینیم

نمی‌توانیم عشق و دوستی را در صدای محبوبمان بشنویم

ما عشق و دوستی را فقط در چهره های آنان می‌توانیم ببینیم

وقتی ناممان را صدا می‌زنند نمی‌شنویم

فقط وقتی می‌فهمیم که دوستان، اعضای خانواده یا مترجممان ما را از آن آگاه کند

صدای صفیر باد را که از لابلای برگ‌های درختان می‌گذرند نمی‌شنویم

فقط می‌بینیم که برگ‌ها می‌لرزند و درختان پیچ و تاب می‌خورند

صدای اقیانوس را ‏و لغزش موج‌ها بر سواحل را نمی‌شنویم

فقط می‌بینیم موج‌ها در هم می‌شکنند و عقب می‌نشینند

صدای گام‌ها را در تاریکی نمی‌شنویم

آن‌ها را فقط احساس می‌کنیم

صدای موتور‌های ماشین‌های اطرافمان را نمی‌شنویم

فقط وقتی دست‌هایمان را روی آن‌ها می‌گذاریم صدا را احساس می‌کنیم

صدایی را که هر فصل‌ جدید با خود به ارمغان می‌آورد نمی‌شنویم

فقط تغییرات آن‌ها را می‌بینیم

این فهرست بی پایان است

دنیای شنوایان انباشته از صداست

دنیای ما انباشته از دیدن و ارتعاش است

 

ما هیچ‌گاه نخواهیم شنید

حتی اگر شنوایان سر در گوش ما بگذارند و فریاد بکشند

 

اما یک صدای درخشنده و عالی را خیلی خوب می‌شنویم – سکوت را

 





کلمات کلیدی :مطالب آزاد