نویسنده : بهروز صادق مقدم ; ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٤

دیباچه

عدالت از آرمانهای والای تمام جوامع بشری است. به نظر می رسد یکی از اساسی ترین راهکارها برای دستیابی به عدالت همه جانبه، تسهیل دسترسی همگان به آموزش وپرورش کیفی ومبتنی برمهارتهای زندگی باشد.اگر چه تجارب بین المللی گواه برآن است که بهره مندی از آموزش وپرورش بدون تمهید سایر پیش نیازها به عدالت اجتماعی وبهروزی منجر نخواهد شد،اما تردیدی نیست که از ضرورت های اساسی نیل به این آرمان بزرگ است..............


به نام خدا

 دیباچه

عدالت از آرمانهای والای تمام جوامع بشری است. به نظر می رسد یکی از اساسی ترین راهکارها برای دستیابی به عدالت همه جانبه، تسهیل دسترسی همگان به آموزش وپرورش کیفی ومبتنی برمهارتهای زندگی باشد.اگر چه تجارب بین المللی گواه برآن است که بهره مندی از آموزش وپرورش بدون تمهید سایر پیش نیازها به عدالت اجتماعی وبهروزی منجر نخواهد شد،اما تردیدی نیست که از ضرورت های اساسی نیل به این آرمان بزرگ است.

کودکان دارای نیازهای ویژه - یعنی کودکانی که به سبب محرومیت یاآسیب دیدگی برای بهره مندی بهینه از آموزش وپرورش به تمهیدات ویژه ای نیازمندند- گروهی از کودکان راتشکیل می دهند که همواره در معرض خطر حذف از جریان آموزش وپرورش قراردارند. به طور معمول حذف آنها از فرایند آموزش وپرورش به دوروش صورت می پذیرد:

الف : حذف از جریان آموزش وپرورش به سبب عدم دستیابی به معیارهای خشک و قالبی مبتنی بر یادگیری محتوای مواد درسی رسمی مانند ریاضیات، علوم تجربی، علوم اجتماعی و... که به طور معمول در بسیاری از کشورها بر اساس میزان به خاطر سپاری مفاهیم نظری ارزشیابی می شود.

ب : جایدهی آن ها در محیط های آموزشی خاص مانند مدارس وکلاس های ویژه کودکان استثنایی، کودکان بی سرپرست، کودکان تیزهوش وبااستعداد، کودکان شاهد، کودکان طبقات مرفه وکودکان طبقات فقیر.

هردوروش اگر چه ظاهراً بر دلایل منطقی استوار هستند.اما نتایجشان به عدم دستیابی به آگاهی ومهارتهای لازم برای رشد مناسب آنان منجر می شود.پژوهشهای متعدد نشان داده اند که روش اول از یک سو به گسترش تعداد افراد فاقد مهارتهای اساسی برای مشارکت در جامعه توسعه یافته و درنتیجه به توسعه نیافتگی آن جامعه واز سوی دیگر به حجیم شدن و تضییع هزینه های صرف شده برای نظام آموزش وپرورش منجر می شود. روش دوم نیز به دلایل گوناگون به عدم بهره مندی تمامی کودکان مذبور از خدمات آموزش وپرورشی ویا سطح پایین بهره مندی آنان، در صورت تحت پوشش واقع شدن، منتهی می شود. تعدادی از این دلایل عبلرتند از:

1-      ایجاد داغ ننگ متفاوت قلمداد شدن از سوی جامعه واعمال فشارروانی فراوان بر والدین وکودک ازاین طریق .

2-      پر هزینه بودن آموزش وپرورش ویژه.

3-      ناممکن بودن توسعه مدارس وکلاسهای ویژه در مناطق کم جمعیت وفقیر.

4-      ایجاد برداشتهای قالبی وناصحیح در والدین ومعلمان در مورد ظرفیت های یادگیر این کودکان.

5-      کاهش سطح عزت نفس وخود ادراکی کودکان دارای نیازهای ویژه، تحت تاثیر برداشتهای قالبی اطرافیان.

6-      حذف فرصت تعامل، مشارکت وهمدلی همسالان ومعلمان مدارس عادی با این کودکان وخانواده های آنان که به نگرش های تبعیض آمیز در جامعه آتی منجر می شود.

7-      عدم امکان جایدهی تمامی وضعیتهای متفاوت در طبقه بندی های مرسوم کودکان استثنایی، چراکه به طور معمول طیفی از تفاوتها وجود دارند وگاه چند ویژگی متفاوت در یک کودک ظاهر می شود.

8-      فقدان الگوی مناسب برای رشد رفتارهای مناسب.

از سوی دیگر اهمیت اساسی محیط در رشد کودکان بطور اعم وکوکان دارای نیازهای ویژه بطور اخص در پژوهشهای متعدد به اثبات رسیده است و اعتقاد مربیان ومتخصصین آموزش وپرورش آن است که اگر محیط غنی گردد، رشد آنان تسهیل شده وارتقا خواهد یافت. علاوه بر این متخصصین وپژوهشگران بر این باورند که در مدارس عادی به دلایل زیر امکان رشد وارتقاء مهارتهای کودکان به طور اعم و کودکان دارای نیازهای ویژه به طور اخص فراهم خواهد آمد:

1-      وجود الگوهای مناسب رشدی( کودکان همسال وعادی).

2-      امکان مقایسه عملکرد این کودکان با الگوهای رشدی مناسب وجهت گیری به سوی ارتقاء مهارتهای متفاوت آنان ازسوی معلم.

3-      امکان بهره گیری از توان بالقوه همسالان برای آموزش ارتقاء مهارتهای لازم درکودکان دارای نیازهای ویژه.

4-      زمینه سازی پذیرش بهتر افراد دارای نیازهای ویژه در متن جامعه خود با تغییر نگرش وفرهنگ سازی در محیط مدرسه که در آینده به ایجاد جامعه فراگیر منتهی می شود.

5-      توسعه وارتقاء آگاهی ،

نویسنده : شعیب وحیدی (مسول دانش آموزان تلفیقی استان)





کلمات کلیدی :مقالات- آموزش و کلمات کلیدی :تلفیقی