نویسنده : بهروز صادق مقدم ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢

مطلب زیر، بخشی از مشکلات دانش‌آموزان دارای ناشنوایی را در زمینه رشد حرکتی، برقراری ارتباط و استفاده از زبان گفتاری مورد بررسی قرار می‌دهد.


مشکلات ارتباطی و یادگیری در کودکان ناشنوا

 


مطلب زیر، بخشی از مشکلات دانش‌آموزان دارای ناشنوایی را در زمینه رشد حرکتی، برقراری ارتباط و استفاده از زبان گفتاری مورد بررسی قرار می‌دهد.

این مطلب از مقاله «ناشنوایی و مشکلات مضاعف» (شماره 75 نشریه آموزش و پرورش استثنایی) برداشت شده است. مقاله مذکور را خانم مریم باشعور لشکری، کارشناس ارشد کودکان استثنایی ترجمه کرده است.



رشد حرکتی (پاراسیس)

کودکان به توانایی درک فرآیندها و یکپارچه‌سازی احساس حرکت و محیط نیاز دارند. آنها به استفاده از اطلاعات برای طراحی و بازشناسی محیط خودشان و مهارت‌های فیزیکی برای مهارت در فعالیت‌های روزمره نیازمند هستند. این فعالیت‌ها بازی، یادگیری، مهارت مراقبت از خود، خود تنظیمی مهارت‌های حسی و حرکتی، مهارت‌های تعاملی و اجتماعی و احساس خود را شامل می‌شود.

کودکان ناشنوا با مشکلات جسمی اضافی در طرح و اجرای این مهارت‌ها فشار زیادی را احساس می‌کنند. برای تشخیص و حمایت کودکان با مشکلات اضافی، درک روشنی از رشد در همه سطوح اهمیت دارد.



ارتباط

نوشته‌های زیادی درباره اثرات سلامت ذهنی روی کودکان ناشنوا با ضعف مهارت‌های ارتباطی وجود دارد. اتصال به ناتوانی‌های یادگیری یا سایر مشکلات اضافی، عوامل خطرزا را افزایش می‌دهد.

اگر رشد ارتباطی به تأخیر بیفتد، می‌تواند هوش، زبان، رشد اجتماعی و نیز یادگیری هیجانی را تحت تأثیر قرار دهد.

در بیشتر کودکان ناشنوا که از والدین شنوا متولد شده‌اند، حتی وقتی کودک خیلی کوچک است، اگر خانواده از زبان اشاره استفاده کند، کودک و والدین در زمان مشابهی زبان را یاد می‌گیرند که از مدت زبان‌آموزی کودک شنوا از والدین شنوا یا کودک ناشنوا از والدین ناشنوا متفاوت است.



اختلالات زبان

اختلالات زبان در سه حوزه اختلال دریافتی، بیانی و یا ترکیبی دیده می‌شود. اختلال زبان شامل مشکلات در پردازش و تولید واج‌شناسی، درک معنی واژه‌ها (معناشناسی) و ضعف دانش دستوری یا کاربرد جملات (ساختواژی یا نحوی) می‌شود.

مشکلات در یکپارچه‌سازی زبان و متن (رمزگشایی معنی) و درک منجر به معنی (ارتباط اجتماعی و عملی) نیز دیده می‌شود. در بعضی از کودکان اختلال دستگاه گفتاری (تولید) وجود دارد که موجب سرایت مشکلات زبان به حوزه اجتماعی می‌شود و ارتباط با همسالان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دانش‌آموزان ناشنوای دچار اختلال زبان (برای مثال اختلال معانی ـ عملی) اغلب مشکلات رفتاری خواهند داشت و این تعجب‌آور نیست. آنها ممکن است برای رفتار مناسب در موقعیت‌های پیش‌بینی نشده، مشکل داشته باشند. برای مثال، در موقعیت‌های اجتماعی همراه با همسالان اگر نتوانند علائم اجتماعی را به آسانی بخوانند و معانی آنها را درک کنند، نمی‌توانند در آن فعالیت سهیم شوند.

کودکان کوچکتر ممکن است آسیب برسانند (احتمالاً به عنوان کوشش برای تماس) یا امتناع کنند (ممکن است ترجیح دهد به تنهایی بازی کند). بنابراین، همانگونه که در یادگیری نوبت‌گیری برای صحبت در بزرگترها دیده شده، فهم قواعد ارتباط اجتماعی مشکل خواهد بود.

ارزیابی و تشخیص اختلالات زبان به ویژه در کودکان آسیب‌دیده شنوایی مشکل است.

تأخیرهای زبانی ناشی از ناشنوایی می‌تواند اختلالات طبقه خاص زبان را در این کودکان مخفی سازد.

بسیاری از کودکان ناشنوا زبان شفاهی یا مهارت‌های سواد موردنیاز برای فهم و پیگیری آموزش‌ها یا پاسخ‌ کلامی را ندارند.



یادگیری

مسأله‌ی مهمی که در رابطه با ارتباط بین تأخیر رشدی یا ناتوانایی هوشی و ناشنوایی باید بخاطر داشت، این است که پیامد ترکیب این موارد در فرد، به آسیب‌پذیری در مقابل مشکلات رفتاری رشدی و بیماری‌های روانی منجر می‌شود.

آسیب شنوایی از طریق تأثیر روی زبان و ارتباط مانع یادگیری می‌شود که به افزایش ناتوانی هوشی منجر خواهد شد که آن هم به نوبه خود توانایی فرد را، برای پردازش شناختی شنوایی کاهش می‌دهد و این چرخه ادامه پیدا می‌کند. مشکلات یادگیری در کودکان می‌تواند خاص یا فراگیر و دامنه شدت مشکلات کلی می‌تواند از خفیف تا عمیق باشد. ناتوانی‌های یادگیری نیز می‌تواند در واقع اولیه یا ثانویه باشند. ارزیابی این که نیازهای یادگیری کودک کلی (آیا آنها تمام جنبه‌های یادگیری را تحت تأثیر قرار داده) یا خاص (برای مثال، خوانش‌پریشی، گفتار پریشی یا پردازش شنوایی مرکزی) هستند، از این نظر مهم است که می‌توانند ایده‌های جایگزینی آموزشی و مداخلات را تحت تأثیر قرار دهند.

به هنگام آزمون شناخت کودکان ناشنوا، استفاده از ابزار غیرکلامی به عنوان ارزیابی کلی یادگیری برای نشان‌دادن چگونگی عملکرد کودک فاقد زبان با خلق و خوی متغیر توصیه می‌شود. با تعیین این که نیازهای یادگیری، خاص یا فراگیر هستند، مداخله مناسب می‌تواند در جای خود انجام شود و ظرفیت یادگیری کودک آسانتر پیشرفت کند. بسیاری از کودکان ناشنوا مشکلات اولیه یادگیری ندارند.

شناخت غیرکلامی آنها متوسط است. هر چند به دلیل این که سبک ارتباطی آنها از اطرافیان‌شان متفاوت است، می‌توانند نیازهای ثانویه یادگیری داشته باشند. کودک در محیطی که همه از الگوهای ارتباطی مشابهی استفاده می‌کنند، نیازهای یادگیری ثانویه نخواهد داشت. بدون درک کامل رابطه بین ناتوانی یادگیری اولیه و ثانویه، توقعات اطرافیان اجازه کسب اعتماد به نفس و عزت نفس را به کودک نخواهد داد. کودکان دچار ناتوانی‌های عام یادگیری و ناشنوایی در نوشته‌های مربوط ناشنوایی به درستی معرفی نشده‌اند.



توجه

گاهی اوقات توجه کودکان ناشنوا نیز مورد ارزیابی قرار گرفته است. این ارزیابی‌ها بخش مهمی از تشخیص اختلال
ADHD را تشکیل می‌دهند و می‌توانند در تمایز مشکلات عملکرد اجرایی از مشکلات حافظه و توجه مفید واقع شوند. محققان دریافته‌اند کودکان دچار آسیب شنوایی حسی و عصبی اکتسابی بیش از همسالان شنوای خود در معرض خطر مشکلات توجه هستند.

با وجود این، هیچ گونه تفاوتی بین کودکان آسیب‌دیده شنوایی مادرزادی و داده‌های هنجارشی وجود نداشته است. به هنگام ارزیابی کودک مشکوک به مشکلات توجه، اطلاع از چگونگی ناشنوا‌شدن او مهم است، چرا که می‌تواند ویژگی‌های رفتاری مشکلات را تحت تأثیر قرار دهد. برای مثال، نقص توجه ممکن است به جای ناتوانی اولیه، پیامد روان‌شناختی و اجتماعی ناشنوایی در یک دنیای شنوا باشد و بنابراین در تصمیمات مربوط به جایگزینی آموزشی مناسب، در نظر گرفتن این مورد مهم است.

 





کلمات کلیدی :مقالات